تبلیغات
یادداشت ها
در نیمه های سال تحصیلی معلّم کلاس به مدّت یک ماه به دلیل مشکلاتش کلاس را ترک کرد و معلّمی جدید موقّتاً به جای او آمد.
شروع به تدریس نمود و بعد، از چند دانش آموز شروع به پرسش در مورد درس کرد. 
وقتی نوبت به یکی از دانش آموزان رسید و پاسخی اشتباه داد بقیه دانش آموزان شروع به خندیدن کردند و او را مسخره می کردند. 

معلّم متوجّه شد که این دانش آموز از‌ ضریب هوشی و اعتماد بنفسی پایین برخوردار است و همواره توسّط همکلاسی هایش مورد تمسخر قرار می گیرد.
زنگ آخر فرا رسید و وقتی دانش آموزان از کلاس خارج شدند معلّم آن دانش آموز را فراخواند و به او برگه ای داد که بیتی شعر روی آن نوشته شده بود و از او خواست همان طور که نام خود را حفظ کرده آن بیت شعر را حفظ کند و با هیچ کس در مورد این موضوع صحبت نکند. 

در روز دوم معلّم همان بیت شعر را روی تخته نوشت و به سرعت آن بیت شعر را پاک کرد و از بچّه ها خواست هر کس در آن زمان کوتاه توانسته شعر را حفظ کند دستش را بالا ببرد. 
هیچ کدام از دانش آموزان نتوانسته بود حفظ کند. 
تنها کسی که دست خود را بالا برد و شعر را خواند همان دانش آموز دیروزی بود که مورد تمسخر بچّه ها بود.
بچّه ها از این که او توانسته در این فرصت کوتاه شعر را حفظ کند مات و مبهوت شدند. 
معلّم خواست برای او کف بزنند و تشویقش کنند. 
در طول این یک ماه معلّم جدید هرروز همین کار را تکرار می کرد و از بچّه ها می خواست تشویقش کنند و او را مورد لطف و محبّت قرار می داد. 

کم کم نگاه هم کلاسی ها نسبت به آن دانش آموز تغییر کرد. دیگر کسی او را مسخره نمی کرد.
آن دانش آموز خود نیز دارای اعتماد به نفس شد و احساس کرد دیگر آن شخصی که همواره معلّم سابقش "خنگ " می نامید نیست. 

به خاطر اعتماد بنفسی که آن معلّم دلسوز به او داد، دانش آموز تمام تلاش خود را می کرد که همواره آن احساس خوبِ برتر بودن و باهوش بودن و ارزشمند بودن در نظر دیگران را حفظ کند. 
دیگر نمی خواست مانند گذشته موجودی بی اهمّیّت باشد.
آن سال با معدّلی خوب قبول شد.
به کلاس های بالاتر رفت. 
در کنکور شرکت کرد و وارد دانشگاه شد.

مدرک دکترای فوق تخصص پزشکی خود را گرفت و هم اکنون پدر پیوند کبد جهان است.

✅ بله او کسی نیست جز دکتر ملک حسینی ...
این قصه را دکتر ملک حسینی در کتاب زندگانی خود و برای قدردانی از آن معلّم که با یک حرکت هوشمندانه مسیر زندگی او را عوض نمود؛ نوشته است.

انسان ها دو نوعند: نوع اوّل کلید خیر هستند.
دستت را می گیرند و به تو در بهتر شدنت کمک می کنند. به تو احساس ارزشمند بودن می دهند .

نوع دوم انسان هایی هستند که با دیدن اوّلین شکستِ شخص، حس بی ارزشی و بد شانس بودن را به او منتقل می کنند.

تاریخ : شنبه 11 آذر 1396 | 01:23 ب.ظ | نویسنده : محمد محمدی | نظرات

خبرگزاری فارس: قطع رابطه عربستان ارتباطی با حمله به سفارت نداشت/سعودی‌ها علاقه‌ای به گفتگو با ایران ندارند

بعد از آن‌که رژیم سعودی، شیخ «نمر باقر النمر» روحانی برجسته شیعه را اعدام کرد، عده‌ای از مردم ایران مقابل سفارت این کشور در تهران تجمع اعتراضی تشکیل دادند و این جنایت آل‌سعود را محکوم کردند. در جریان این اعتراضات، به گونه‌ای حادثه حمله به سفارت انگلیس که مقام معظم رهبری نیز مخالفت خود را با آن اعلام کرده بودند، مجدداً و این‌بار با سفارت عربستان تکرار شد. برخی افراد که مشخص نیست آیا از حمایت خارجی برخوردار بوده‌اند یا نه، اقدام به آتش زدن ساختمان سفارت عربستان کردند.

آل‌سعود که به دنبال فرصتی بود تا افکار عمومی جهان را از اعدام شیخ نمر منحرف کند و بخشی از فشارهای بین‌المللی و داخلی را از دوش خود بردارد، ابتدا رسماً درباره حمله به سفارتش در تهران به سازمان ملل شکایت و سپس روابط دیپلماتیک و اقتصادی خود با تهران را به طور کامل قطع کرد. طولی نکشید که جیره‌خواران عربستان از جمله بحرین، سودان و جیبوتی هم یکی‌یکی خود را نشان دادند و طی اقدامی که بسیاری از مردم و کارشناسان را به خنده انداخت، اعلام کردند که روابط خود را با تهران قطع می‌کنند.

خبرنگار بین‌الملل خبرگزاری فارس در خصوص هدف سعودی‌ها از قطع رابطه با ایران و واکنش کشورهای دیگر به این تصمیم آل‌سعود با «جلال فیروز» نماینده سابق پارلمان بحرین، مصاحبه کرده است که متن این مصاحبه به شرح زیر است.

دلیل واقعی تصمیم آل‌سعود برای قطع روابط دیپلماتیک با ایران چه بود؟ آیا حمله به سفارت عربستان در ایران موجب شد تا سعودی‌ها تصمیم بگیرند روابط با ایران را قطع کنند؟

من معتقدم حمله به سفارت عربستان در تهران نه تنها دلیل اصلی قطع روابط نبوده، بلکه اصلاً ارتباطی هم به این تصمیم عربستانی‌ها ندارد. شما ببینید خود عربستانی‌ها، سفارت عمان [در یمن] را بمباران کردند، اما عمان روابط خود را با عربستان قطع نکرد. سفارت ایران در کشورهای اروپایی بارها طی ده سال گذشته مورد تعرض قرار گرفته است، اما ایران روابط خود را با این کشورها قطع نکرده است.

آل‌سعود صرفاً حمله به سفارت در تهران را بهانه‌ای قرار داده‌اند تا بلکه از طریق قطع روابط با ایران، توجه‌ها را به سوی این مسئله معطوف کنند و مقداری از فشاری را کاهش دهند که بعد از اعدام شیخ نمر، از داخل و خارج با آن مواجه شده‌اند. آل‌سعود هیچ دلیل و توجیهی برای اعدام وحشیانه 47 نفر در یک روز نداشتند و می‌خواستند با هم‌راه کردن کشورهای تحت نفوذشان مانند بحرین و سومالی و جیبوتی، اقدام خود را موجه جلوه دهند.

کشورهایی که به دنبال عربستان روابط خود را با ایران قطع کردند، کشورهای تأثیرگذاری در دنیا نیستند. به نظر شما آیا سعودی‌ها می‌توانند به هدفی برسند که با قطع روابط با ایران به دنبال آن بوده‌اند؟

هدف آن‌ها جبران برخی از شکست‌های اخیرشان بوده است، اما قطعاً به این هدفشان نرسیده‌اند. سعودی‌ها نه در یک جبهه بلکه در چندین جبهه شکست خورده‌اند: در یمن به هیچ‌یک از اهداف خود نرسیده‌اند؛ در سوریه با آن‌که از تروریست‌ها حمایت مالی کرده‌اند، اما نتیجه معکوس گرفته‌اند؛ از تروریست‌ها در عراق حمایت کرده‌اند تا بلکه بتوانند دولت این کشور را سرنگون کنند، اما نتوانسته‌اند؛ می‌خواستند رئیس‌جمهور مدنظر خودشان را در لبنان روی کار بیاورند، اما باز هم موفق نشدند؛ حتی نتوانسته‌اند رابطه‌شان با کشورهای تحت نفوذ خودشان مانند کویت و عمان و قطر را حفظ کنند.

این کشورهایی هم که با ایران قطع رابطه کردند، برخی از آن‌ها دفعه اولشان نیست. به عنوان مثال، بحرین چهار سال پیش روابط خود را با ایران قطع کرد، اما بعدها خودش خواستار عادی‌سازی روابط شد. حتی کشورهای اروپایی هم زمانی که انقلاب اسلامی ایران پیروز شد، روابط خود را با تهران قطع کردند. آن زمان، امام خمینی گفته بود: «کشورهایی که رفته‌اند، خودشان دوباره برخواهند گشت.» همین‌طور هم شد. این‌بار هم همین اتفاق خواهد افتاد.



تاریخ : دوشنبه 21 دی 1394 | 07:43 ب.ظ | نویسنده : محمد محمدی | نظرات
همانطور كه انتظار می‌رفت ناتو درنشست اضطراری سه‌شنبه شب خود، از تركیه اعلام حمایت كرد اما گزارش‌های منتشر شده حاكی از آن است كه در میان اعضای ناتو اختلاف نظر جدی درباره حمایت از آنكارا وجود دارد و آنها علاقه‌ای ندارند كه وارد درگیری روسیه و تركیه شوند.

روز گذشته مقامات روسیه مواضع تندی علیه تركیه اتخاذ و رهبران آنكارا را به حمایت از تروریسم متهم كردند. «دیمیتری مدودف» چهارشنبه هشدار داد ساقط كردن جنگنده سوخو توسط تركیه عواقب وخیمی برای آنكارا در پی خواهد داشت. وی همچنین تهدید كرد سقوط جنگنده روسیه شاید به لغو پروژه‌های مشترك بین مسكو و آنكارا بینجامد. مدودف افزود: «تركیه حامی تروریسم است و این جای تعجب ندارد. دولت تركیه منافع مالی مستقیم در سود فروش نفت داعش دارد.»  «دیمیتری پسكوف» سخنگوی كاخ كرملین هم روز چهارشنبه با تأكید بر اینكه روسیه به حملات هوایی خود علیه مواضع داعش در سوریه ادامه خواهد داد، نسبت به نیت و تمایل آنكارا برای مشاركت در جنگ علیه داعش ابراز تردید كرد. سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه نیز در نشستی خبری درباره سقوط جنگنده این كشور توسط تركیه گفت: مسكو در روابط خود با آنكارا به طور اساسی بازنگری خواهد كرد و نه سفری به تركیه انجام خواهد شد و نه به مقامات تركیه اجازه داده می‌شود كه به مسكو بروند. وزیر خارجه روسیه ادامه داد: «ما با تركیه سر جنگ نداریم و روابطمان را با ملت این كشور ادامه خواهیم داد اما پس از این تحولات انتظار نداشته باشید روابط همانند گذشته ادامه یابد. مسكو به طور كلی در تبادلات و روابط خود با تركیه بازنگری خواهد كرد».

هدف‌گیری با برنامه‌ریزی

مقامات روسیه تركیه را متهم كرده‌اند كه بر اساس برنامه قبلی جنگنده سوخو ٢٤ را هدف قرار داده‌اند. سرگئی لاوروف با عمدی خواندن این اقدام آنكارا گفت: «تركیه بارها خواستار ایجاد «منطقه‌ای امن» در مرزهای خود با سوریه شده بود و اقدام دیروز نیز در راستای همین خواست ترك‌هاست.» لاوروف گفت: «پیشتر نیز چنین حوادثی در مرز با تركیه رخ داده بود و هواپیماهای ما اشتباهاً چند ثانیه‌ای به حریم هوایی تركیه وارد شده بودند اما هیچ گاه كار به درگیری هوایی نكشید. گرچه در مورد دیروز باید اطمینان بدهم كه جنگنده روسیه وارد حریم هوایی تركیه نشده بود. در زمانی كه یك جنگنده تركیه توسط سوریه هدف قرار گرفت، اردوغان كه در آن زمان نخست وزیر تركیه بود با این ادعا كه ورود یك جنگنده به حریم هوایی این كشور دیگر برای چند ثانیه دلیل قانع كننده‌ای برای هدف گرفتن آن نیست، این اقدام ارتش سوریه را محكوم كرد. اما چگونه اكنون خود دست به چنین اقدامی می‌زند و از آن دفاع می‌كند؟!»  سرگئی لاوروف همچنین گفت: «تلفنی با وزیر خارجه تركیه (مولود چاووش اوغلو) صحبت كردم. به او گفتم آیا امریكایی‌ها ادعای شما را درباره اینكه جنگنده روسیه وارد حریم هوایی تركیه شده‌اند، تأیید كردند؟ اما او جوابی نداشت.» تحلیلگران نیز گفته وزیر خارجه روسیه را تأیید می‌كنند. توماس مك‌اینرنی، ژنرال بازنشسته نیروی هوایی امریكا گفت كه اقدام تركیه در هدف گرفتن جنگنده سوخوی روسیه می‌تواند اقدامی از پیش طراحی شده از سوی رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهوری تركیه باشد تا میان روسیه و ناتو شكاف ایجاد كند. مك‌اینرنی در گفت‌وگو با فاكس نیوز تأكید كرد، این حمله از پیش توسط اردوغان برنامه ریزی شده بود و هدف از آن تنش‌زایی میان روسیه و ناتو و همچنین ناكام گذاشتن همكاری بالقوه در سوریه بود چرا كه آنكارا مخالف حمایت امریكا از شبه‌نظامیان كرد است.



تاریخ : چهارشنبه 18 آذر 1394 | 02:38 ب.ظ | نویسنده : محمد محمدی | نظرات

مقوله فرهنگ که هویت و موجودیت انسانی انسان را می سازد و از وجوه ممیز انسان از دیگر موجودات زنده است، یکی از پیچیده ترین و کلیدی ترین مفاهیمی که هر دولت و نظام سیاسی موظف به پاسداشت و حفظ آن می باشد. بقا و فنای تمدن ها و جوامع مختلف بشری گرچه به قدرت نظامی و توان دفاعی آن ها وابسته است، اما در واقع غنای فرهنگی است که تداوم یک تمدن را در طول تاریخ تضمین می کند.

اگر به سه دهه گذشته تاریخ ایران نظر بیفکنیم، در می‌یابیم که در دهه اول پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دشمنان در حوزه نظامی، کشور را مورد هجوم خود قرار دادند، اما از ابتدای دهه دوم، خشونت خاموش مسئله ای فراگیر در کشور شد، به گونه ای که مقام معظم رهبری از همان ابتدا با استفاده از واژگانی همچون تهاجم و شبیخون فرهنگی از تلاش دشمن در این زمینه خبر دادند. در در دهه سوم نیز شاهد تلاش و اقدامات دشمنان برای مهار قدرت نفوذ انقلاب اسلامی در سطح منطقه ای و بین المللی بودیم.

و اما اکنون، یعنی در دهه چهارم انقلاب اسلامی، شاهدیم که دشمنان با تدوین یک نقشه منسجم و در هجمه ای همه جانبه به دنبال مهار انقلاب از درون آن هم توسط سربازان فرهنگی خویش در داخل کشور و نظام هستند.

در این چارچوب از نظر رهبر انقلاب اهمیت مسأله فرهنگ، به این خاطر است که «امروزه بیشترین سرمایه گذاری دشمنان بر روی فرهنگ است، زیرا فرهنگ از تأثیر بسزایی در میان افراد جامعه برخوردار است»( ۱/۱/۹۳)؛ این دیدگاه را می توان یکی از نظریات جدید ایشان در باب اهمیت مقوله فرهنگ قلمداد نمود.

این در حالیست که رهبر معظم انقلاب به موازات اهمیت فرهنگ و کار بر روی آن به " نفوذ فرهنگی" و عبارات مترادف با آن که در سال های گذشته و مخصوصا سال جاری با عناوین مختلف شبیخون فرهنگی، تهاجم فرهنگی و . . . بوضوح توسط معظم له تبیین شده است .

در نامه دوم رهبر معظم انقلاب به جوانان اروپا معظم له از نفوذ و تهاجم فرهنگی غرب با واژه « خشونت خاموش » یاد کرده اند که تبیین آسیب ها و آفات این پدیده ضروری به نظر می رسد.

«متأسّفانه این ریشه‌ها طی سالیان متمادی، بتدریج در اعماق سیاستهای فرهنگی غرب نیز رسوخ کرده و یک هجوم نرم و خاموش را سامان داده است. بسیاری از کشورهای دنیا به فرهنگ بومی و ملّی خود افتخار می‌کنند، فرهنگ‌هایی که در عین بالندگی و زایش، صدها سال جوامع بشری را بخوبی تغذیه کرده است؛ دنیای اسلام نیز از این امر مستثنا نبوده است. امّا در دوره‌ی معاصر، جهان غرب با بهره‌گیری از ابزارهای پیشرفته، بر شبیه‌سازی و همانندسازی فرهنگی جهان پافشاری می‌کند. من تحمیل فرهنگ غرب بر سایر ملّتها و کوچک شمردن فرهنگهای مستقل را یک خشونت خاموش و بسیار زیان‌بار تلقّی می‌کنم. تحقیر فرهنگهای غنی و اهانت به محترم‌ترین بخشهای آنها در حالی صورت میگیردکه فرهنگ جایگزین، به‌هیچ‌وجه از ظرفیت جانشینی برخوردار نیست.»( ۸ /۹/۹۴)



تاریخ : چهارشنبه 18 آذر 1394 | 02:37 ب.ظ | نویسنده : محمد محمدی | نظرات

خبرگزاری فارس: بیراهه در نقشه راه!

حسین شریعتمداری طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت:

 

1- شنبه همین هفته - 94/9/14 - طی یادداشتی در کیهان با عنوان «امتیاز نقد و حلوای نسیه» به گزارش نهایی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره مسائل مربوط به فعالیت هسته‌ای گذشته و حال کشورمان پرداخته و آورده بودیم «آژانس در این گزارش، بی‌آن که هیچ سند و نشانه‌ای ارائه کند، نظر بارها اعلام شده و اثبات شده جمهوری اسلامی ایران را نفی کرده و آورده است ایران تا سال 2009 درگیر یک سلسله فعالیت‌های مربوط به ساخت سلاح هسته‌ای بوده است. این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران طی 12 سال گذشته با قاطعیت هر گونه انحراف در فعالیت هسته‌ای خود از حالت صلح‌آمیز  به تولید سلاح -DIVERSION - را رد کرده است و بازرسان آژانس علی‌رغم  بازرسی‌های گسترده و همه‌جانبه کمترین نشانه‌ای از این انحراف ادعایی به دست نیاورده‌اند. گزارش اخیر آژانس دقایقی بعد از انتشار با استقبال گسترده رسانه‌ها و مقامات آمریکایی و اروپایی و نیز رژیم صهیونیستی روبرو شد که این گزارش را تاییدی بر ادعاهای پیشین خود علیه برنامه هسته‌ای کشورمان دانسته و ایران را به «دروغ‌گویی»! و «فریب‌کاری چند ساله»! متهم کردند!».

از برخی مسئولان محترم کشورمان نیز گلایه کرده بودیم  چرا، گزارش آژانس را که علاوه بر سنگ‌اندازی جدید در برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران، حیثیت ملی و دینی ایران و ایرانیان را به باد اتهام گرفته است، در نهایت مثبت ارزیابی کرده‌اید؟!

استدلال دوستانمان این بود که براساس توافق قبلی قرار بود گزارش ‌نهایی آژانس «خاکستری» باشد و شورای حکام در قطعنامه پایانی خود ادعای «ابعاد نظامی احتمالی PMD » را خاتمه یافته اعلام کند و پرسش ما در یادداشت مورد اشاره این که؛ اگر «توافق» یاد شده «کتبی» بوده است، در کجای برجام به آن اشاره شده و چنانچه توافق مورد نظر «شفاهی» بوده است، چگونه می‌توان «قول‌ شفاهی» حریفی را پذیرفت که بارها نشان داده است به تعهدات «کتبی» خود نیز پایبند نبوده و نیست؟!

خوشبختانه مسئولان محترم با قاطعیت اعلام می‌کردند که اگر در قطعنامه شورای حکام پرونده «ابعاد نظامی احتمالی» بسته نشود، اجرای برجام را متوقف خواهیم کرد.

و اما، آنچه در یادداشت روز شنبه کیهان آمده و با توجه به عهدشکنی‌ها و حیله‌گری‌های نهادینه شده در ماهیت آمریکا، قابل پیش‌بینی بود، اتفاق افتاد. بخوانید!

2- یک خبر موثق حکایت از آن دارد شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پیش‌نویس قطعنامه نهایی خود را تهیه کرده و در اختیار وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران قرار داده است. در این پیش‌نویس برخلاف آنچه ادعا شده و مسئولان محترم کشورمان نیز با عنوان «قول و قرار قبلی»! از آن یاد می‌کردند، کمترین اشاره‌ای به بسته شدن پرونده PMD  نشده است! به بیان دیگر، این پرونده برای همیشه باز خواهد بود و  از آنجا که انجام بسیاری از تعهدات 5+1 مشروط و موکول به قطعنامه شورای حکام بوده است، حریف می‌تواند از انجام تعهداتی که در برجام پذیرفته بود، خودداری کند!

3- گفتنی است که مطابق مفاد ‌NPT و پادمان مربوطه و نیز برپایه اساسنامه آژانس، ادعاها و نظرات آژانس درباره تخلفات کشورهای عضو NPT باید مستند به «شواهد» و «یافته»های فنی و حقوقی بازرسان باشد و هرگونه ادعا نسبت به قصور -FAILURE - و یا تقصیر -BREACH-  در فعالیت هسته‌ای یک کشور عضو، مادام که با «شواهد» و «یافته‌»های فنی و حقوقی همراه نباشد، از نظر آژانس در گزارش‌های خود و از نگاه شورای حکام در قطعنامه‌هایی که صادر می‌کند، فاقد وجاهت قانونی و غیرقابل استناد تلقی می‌شود.

آژانس در گزارش اخیر خود که مورد استناد شورای حکام قرار گرفته است کمترین نشانه و یا سندی حاکی از تلاش جمهوری اسلامی ایران برای تولید سلاح هسته‌ای ارائه نکرده است بنابراین قطعنامه نهایی شورای حکام نه فقط با قول و قرار قبلی! مغایرت دارد بلکه از کمترین وجاهت قانونی هم برخوردار نیست، ضمن آن که زمینه کشدار شدن چالش هسته‌ای و سنگ‌اندازی‌های بیشتر و فراتر از 12 سال گذشته در مسیر هسته‌ای کشورمان را نیز فراهم می‌آورد.

4- اگرچه آژانس طی 12 سال گذشته بارها نشان داده است که تحت سلطه آمریکاست و به قول رهبر معظم انقلاب نمی‌تواند قابل اعتماد باشد، ولی معمولا در گزارش‌های غیرفنی و غیرحقوقی خود برای حفظ ظاهر و پنهان کردن هویت وابسته آژانس و مدیرکل آن،  به برخی از بهانه‌های «حقوقی‌نما»! متوسل می‌شود، اما در گزارش اخیر نه فقط کمترین نشانه‌ای حاکی از تلاش ایران برای تولید سلاح تا سال 2009 ارائه نکرده است، بلکه خود را به گونه‌ای تعجب‌آور، از ظاهرسازی فنی و حقوقی نیز بی‌نیاز دیده و به صراحت اعلام کرده است «ایران تا سال 2009 درگیر یک سلسله فعالیت‌های مربوط  به ساخت سلاح هسته‌ای بوده است»!  آژانس چگونه و براساس کدام سند و یا شاهد و قرینه‌ای به خود اجازه و جرأت طرح این ادعا را داده است؟!

5- اگر از آژانس در این‌باره سوال شود، شاید - فقط شاید - در پاسخ اعلام کند؛ چه سندی مستحکم‌تر از اظهارات صریح یک شخصیت سیاسی نظام که از آغاز انقلاب تاکنون همواره در پست‌های کلیدی حضور داشته است؟!

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در آبان‌ماه امسال و در مصاحبه‌ با سایت «امید هسته‌ای» گفته بود «در سفر پاکستان می‌خواستم با عبدالقدیر‌خان دیدار کنم، اما به من نشان ندادند. او معتقد بود کشورهای اسلامی باید بمب اتم داشته باشند... در سال 61 ذهنیت ما این بود که باید خود را به عوامل بازدارنده مسلح کنیم... درست است که ما اجازه رفتن به طرف سلاح هسته‌ای را نداریم ولی  اگر شرایطی  پیش بیاید و ضرورتی پیدا کند و یا دشمنی پیدا کنیم که بخواهد از این سلاح استفاده کند، قدرت‌ ما محفوظ است... اوایل که شروع کردیم، در جنگ بودیم و دنبال این بودیم که چنین امکانی برای روزی که دشمن ما بخواهد از سلاح‌ هسته‌ای استفاده کند، داشته باشیم. چنین تفکری بود اما هیچوقت جدی نشد»!

ادعای آقای هاشمی رفسنجانی در حالی مطرح شده بود - آبان‌ماه امسال - که دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب همه توان خود را با هدف تهیه یک «بهانه» حاکی از تلاش قبلی ایران برای حرکت به سوی تولید سلاح هسته‌ای به کار گرفته بودند ولی از آنجا که هیچ اقدامی در این زمینه صورت نپذیرفته بود، به طور طبیعی هیچ بهانه و نشانه‌ای هم وجود نداشت که در این بهانه‌جویی به کار گرفته شود و معلوم نیست جناب هاشمی رفسنجانی چرا دقیقا در اوج تلاش دشمنان برای بهانه‌جویی علیه برنامه هسته‌ای کشورمان، این «نیاز مبرم» آنان را فراهم آورده و در اختیارشان قرار می‌دهد؟

انتظار آن بود که مسئولان ذیربط بلافاصله بعد از اظهارنظر بی‌اساس آقای رفسنجانی، اولا، با صراحت و به گونه‌ای مستند و مستدل نظر ایشان را تکذیب می‌کردند و ثانیا؛ بدون ملاحظه‌های معمول - که در مسائل حیاتی و استراتژیک کشور هیچ ملاحظه‌ای نباید در میان باشد - این اقدام جناب هاشمی را به چالش جدی می‌کشیدند که متأسفانه نکشیدند ممکن است گفته شود که این واکنش‌ها و اقدامات ضروری در مورد اظهارات ایشان، به گونه‌ای خصوصی انجام شده است که باید گفت؛  اظهارات آقای رفسنجانی، علنی بوده و بلافاصله با استقبال دشمنان بیرونی - مخصوصا رژیم صهیونیستی- روبرو شده بود بنابراین واکنش‌های ضروری مورد انتظار نیز در صورت وجود - که بعید است! - باید علنی صورت می‌پذیرفت.

6- در بند 9 از توافق سازمان انرژی اتمی کشورمان با آژانس، که به «نقشه‌راه» موسوم است و چند ماه قبل میان آژانس و سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی ایران منعقد شده بود، آمده است؛ ایران می‌تواند نظر خود را درباره گزارش نهایی آژانس اعلام کند و اکنون که آژانس در گزارش نهایی خود، ایران را به تلاش برای دستیابی به سلاح هسته‌ای تا قبل از سال 2009 متهم کرده و شورای حکام برخلاف قول و قرار قبلی، در قطعنامه پایانی کمترین اشاره‌ای به بسته شدن پرونده PMD نکرده است، انتظار آن بود که جمهوری اسلامی ایران با توجه به تصریح رهبر معظم انقلاب و با استناد به بند 9 نقشه راه، به طور رسمی و با صراحت اعلام کند قطعنامه شورای حکام را نمی‌پذیرد که خوشبختانه و ضمن تقدیر از مسئولان محترم کشورمان، این اقدام ضروری صورت پذیرفته و دیروز آقای شمخانی، دبیر محترم شورای عالی امنیت ملی رسماً اعلام کرد در صورتی که پرونده مربوط به موضوعات حال و گذشته فعالیت هسته‌ای ایران- PMD- بسته و خاتمه یافته اعلام نشود، جمهوری اسلامی ایران از ادامه اجرای برجام خودداری خواهد کرد.

7- این اقدام شایسته تقدیر دست‌اندرکاران برنامه هسته‌ای کشورمان علاوه بر آن که حق قانونی و طبیعی جمهوری اسلامی ایران است، راه سوءاستفاده‌های بعدی دشمن را هم که به یقین در پی آن بوده و هست، مسدود می‌سازد. از جمله آن که باز ماندن پرونده PMD و تأکید آژانس بر تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای - تا سال 2009- به حریف این امکان را می‌دهد که به بهانه «احتمال رویکرد دوباره ایران به سوی تولید سلاح هسته‌ای»! و با استناد به پروتکل الحاقی، خواستار بازرسی از تمامی مراکز نظامی ایران باشد! و یا به همین بهانه که با پذیرش قطعنامه کنونی شورای حکام، سمت و سوی قانونی هم پیدا می‌کند، چالش هسته‌ای و نهایتاً رسیدن به نقطه پایان را تا ابد ادامه دهد! و...



تاریخ : چهارشنبه 18 آذر 1394 | 02:36 ب.ظ | نویسنده : محمد محمدی | نظرات

تعداد کل صفحات : 6 :: 1 2 3 4 5 6



  • paper | فروش رپورتاژ آگهی دائمی | sales Reporter
  • رپورتاژآگهی | خبرهای جدید در راه است
  • خرید بک لینک | خرید هندزفری