مقوله فرهنگ که هویت و موجودیت انسانی انسان را می سازد و از وجوه ممیز انسان از دیگر موجودات زنده است، یکی از پیچیده ترین و کلیدی ترین مفاهیمی که هر دولت و نظام سیاسی موظف به پاسداشت و حفظ آن می باشد. بقا و فنای تمدن ها و جوامع مختلف بشری گرچه به قدرت نظامی و توان دفاعی آن ها وابسته است، اما در واقع غنای فرهنگی است که تداوم یک تمدن را در طول تاریخ تضمین می کند.

اگر به سه دهه گذشته تاریخ ایران نظر بیفکنیم، در می‌یابیم که در دهه اول پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دشمنان در حوزه نظامی، کشور را مورد هجوم خود قرار دادند، اما از ابتدای دهه دوم، خشونت خاموش مسئله ای فراگیر در کشور شد، به گونه ای که مقام معظم رهبری از همان ابتدا با استفاده از واژگانی همچون تهاجم و شبیخون فرهنگی از تلاش دشمن در این زمینه خبر دادند. در در دهه سوم نیز شاهد تلاش و اقدامات دشمنان برای مهار قدرت نفوذ انقلاب اسلامی در سطح منطقه ای و بین المللی بودیم.

و اما اکنون، یعنی در دهه چهارم انقلاب اسلامی، شاهدیم که دشمنان با تدوین یک نقشه منسجم و در هجمه ای همه جانبه به دنبال مهار انقلاب از درون آن هم توسط سربازان فرهنگی خویش در داخل کشور و نظام هستند.

در این چارچوب از نظر رهبر انقلاب اهمیت مسأله فرهنگ، به این خاطر است که «امروزه بیشترین سرمایه گذاری دشمنان بر روی فرهنگ است، زیرا فرهنگ از تأثیر بسزایی در میان افراد جامعه برخوردار است»( ۱/۱/۹۳)؛ این دیدگاه را می توان یکی از نظریات جدید ایشان در باب اهمیت مقوله فرهنگ قلمداد نمود.

این در حالیست که رهبر معظم انقلاب به موازات اهمیت فرهنگ و کار بر روی آن به " نفوذ فرهنگی" و عبارات مترادف با آن که در سال های گذشته و مخصوصا سال جاری با عناوین مختلف شبیخون فرهنگی، تهاجم فرهنگی و . . . بوضوح توسط معظم له تبیین شده است .

در نامه دوم رهبر معظم انقلاب به جوانان اروپا معظم له از نفوذ و تهاجم فرهنگی غرب با واژه « خشونت خاموش » یاد کرده اند که تبیین آسیب ها و آفات این پدیده ضروری به نظر می رسد.

«متأسّفانه این ریشه‌ها طی سالیان متمادی، بتدریج در اعماق سیاستهای فرهنگی غرب نیز رسوخ کرده و یک هجوم نرم و خاموش را سامان داده است. بسیاری از کشورهای دنیا به فرهنگ بومی و ملّی خود افتخار می‌کنند، فرهنگ‌هایی که در عین بالندگی و زایش، صدها سال جوامع بشری را بخوبی تغذیه کرده است؛ دنیای اسلام نیز از این امر مستثنا نبوده است. امّا در دوره‌ی معاصر، جهان غرب با بهره‌گیری از ابزارهای پیشرفته، بر شبیه‌سازی و همانندسازی فرهنگی جهان پافشاری می‌کند. من تحمیل فرهنگ غرب بر سایر ملّتها و کوچک شمردن فرهنگهای مستقل را یک خشونت خاموش و بسیار زیان‌بار تلقّی می‌کنم. تحقیر فرهنگهای غنی و اهانت به محترم‌ترین بخشهای آنها در حالی صورت میگیردکه فرهنگ جایگزین، به‌هیچ‌وجه از ظرفیت جانشینی برخوردار نیست.»( ۸ /۹/۹۴)



تاریخ : چهارشنبه 18 آذر 1394 | 02:37 ب.ظ | نویسنده : محمد محمدی | نظرات

خبرگزاری فارس: بیراهه در نقشه راه!

حسین شریعتمداری طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت:

 

1- شنبه همین هفته - 94/9/14 - طی یادداشتی در کیهان با عنوان «امتیاز نقد و حلوای نسیه» به گزارش نهایی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره مسائل مربوط به فعالیت هسته‌ای گذشته و حال کشورمان پرداخته و آورده بودیم «آژانس در این گزارش، بی‌آن که هیچ سند و نشانه‌ای ارائه کند، نظر بارها اعلام شده و اثبات شده جمهوری اسلامی ایران را نفی کرده و آورده است ایران تا سال 2009 درگیر یک سلسله فعالیت‌های مربوط به ساخت سلاح هسته‌ای بوده است. این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران طی 12 سال گذشته با قاطعیت هر گونه انحراف در فعالیت هسته‌ای خود از حالت صلح‌آمیز  به تولید سلاح -DIVERSION - را رد کرده است و بازرسان آژانس علی‌رغم  بازرسی‌های گسترده و همه‌جانبه کمترین نشانه‌ای از این انحراف ادعایی به دست نیاورده‌اند. گزارش اخیر آژانس دقایقی بعد از انتشار با استقبال گسترده رسانه‌ها و مقامات آمریکایی و اروپایی و نیز رژیم صهیونیستی روبرو شد که این گزارش را تاییدی بر ادعاهای پیشین خود علیه برنامه هسته‌ای کشورمان دانسته و ایران را به «دروغ‌گویی»! و «فریب‌کاری چند ساله»! متهم کردند!».

از برخی مسئولان محترم کشورمان نیز گلایه کرده بودیم  چرا، گزارش آژانس را که علاوه بر سنگ‌اندازی جدید در برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران، حیثیت ملی و دینی ایران و ایرانیان را به باد اتهام گرفته است، در نهایت مثبت ارزیابی کرده‌اید؟!

استدلال دوستانمان این بود که براساس توافق قبلی قرار بود گزارش ‌نهایی آژانس «خاکستری» باشد و شورای حکام در قطعنامه پایانی خود ادعای «ابعاد نظامی احتمالی PMD » را خاتمه یافته اعلام کند و پرسش ما در یادداشت مورد اشاره این که؛ اگر «توافق» یاد شده «کتبی» بوده است، در کجای برجام به آن اشاره شده و چنانچه توافق مورد نظر «شفاهی» بوده است، چگونه می‌توان «قول‌ شفاهی» حریفی را پذیرفت که بارها نشان داده است به تعهدات «کتبی» خود نیز پایبند نبوده و نیست؟!

خوشبختانه مسئولان محترم با قاطعیت اعلام می‌کردند که اگر در قطعنامه شورای حکام پرونده «ابعاد نظامی احتمالی» بسته نشود، اجرای برجام را متوقف خواهیم کرد.

و اما، آنچه در یادداشت روز شنبه کیهان آمده و با توجه به عهدشکنی‌ها و حیله‌گری‌های نهادینه شده در ماهیت آمریکا، قابل پیش‌بینی بود، اتفاق افتاد. بخوانید!

2- یک خبر موثق حکایت از آن دارد شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پیش‌نویس قطعنامه نهایی خود را تهیه کرده و در اختیار وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران قرار داده است. در این پیش‌نویس برخلاف آنچه ادعا شده و مسئولان محترم کشورمان نیز با عنوان «قول و قرار قبلی»! از آن یاد می‌کردند، کمترین اشاره‌ای به بسته شدن پرونده PMD  نشده است! به بیان دیگر، این پرونده برای همیشه باز خواهد بود و  از آنجا که انجام بسیاری از تعهدات 5+1 مشروط و موکول به قطعنامه شورای حکام بوده است، حریف می‌تواند از انجام تعهداتی که در برجام پذیرفته بود، خودداری کند!

3- گفتنی است که مطابق مفاد ‌NPT و پادمان مربوطه و نیز برپایه اساسنامه آژانس، ادعاها و نظرات آژانس درباره تخلفات کشورهای عضو NPT باید مستند به «شواهد» و «یافته»های فنی و حقوقی بازرسان باشد و هرگونه ادعا نسبت به قصور -FAILURE - و یا تقصیر -BREACH-  در فعالیت هسته‌ای یک کشور عضو، مادام که با «شواهد» و «یافته‌»های فنی و حقوقی همراه نباشد، از نظر آژانس در گزارش‌های خود و از نگاه شورای حکام در قطعنامه‌هایی که صادر می‌کند، فاقد وجاهت قانونی و غیرقابل استناد تلقی می‌شود.

آژانس در گزارش اخیر خود که مورد استناد شورای حکام قرار گرفته است کمترین نشانه و یا سندی حاکی از تلاش جمهوری اسلامی ایران برای تولید سلاح هسته‌ای ارائه نکرده است بنابراین قطعنامه نهایی شورای حکام نه فقط با قول و قرار قبلی! مغایرت دارد بلکه از کمترین وجاهت قانونی هم برخوردار نیست، ضمن آن که زمینه کشدار شدن چالش هسته‌ای و سنگ‌اندازی‌های بیشتر و فراتر از 12 سال گذشته در مسیر هسته‌ای کشورمان را نیز فراهم می‌آورد.

4- اگرچه آژانس طی 12 سال گذشته بارها نشان داده است که تحت سلطه آمریکاست و به قول رهبر معظم انقلاب نمی‌تواند قابل اعتماد باشد، ولی معمولا در گزارش‌های غیرفنی و غیرحقوقی خود برای حفظ ظاهر و پنهان کردن هویت وابسته آژانس و مدیرکل آن،  به برخی از بهانه‌های «حقوقی‌نما»! متوسل می‌شود، اما در گزارش اخیر نه فقط کمترین نشانه‌ای حاکی از تلاش ایران برای تولید سلاح تا سال 2009 ارائه نکرده است، بلکه خود را به گونه‌ای تعجب‌آور، از ظاهرسازی فنی و حقوقی نیز بی‌نیاز دیده و به صراحت اعلام کرده است «ایران تا سال 2009 درگیر یک سلسله فعالیت‌های مربوط  به ساخت سلاح هسته‌ای بوده است»!  آژانس چگونه و براساس کدام سند و یا شاهد و قرینه‌ای به خود اجازه و جرأت طرح این ادعا را داده است؟!

5- اگر از آژانس در این‌باره سوال شود، شاید - فقط شاید - در پاسخ اعلام کند؛ چه سندی مستحکم‌تر از اظهارات صریح یک شخصیت سیاسی نظام که از آغاز انقلاب تاکنون همواره در پست‌های کلیدی حضور داشته است؟!

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در آبان‌ماه امسال و در مصاحبه‌ با سایت «امید هسته‌ای» گفته بود «در سفر پاکستان می‌خواستم با عبدالقدیر‌خان دیدار کنم، اما به من نشان ندادند. او معتقد بود کشورهای اسلامی باید بمب اتم داشته باشند... در سال 61 ذهنیت ما این بود که باید خود را به عوامل بازدارنده مسلح کنیم... درست است که ما اجازه رفتن به طرف سلاح هسته‌ای را نداریم ولی  اگر شرایطی  پیش بیاید و ضرورتی پیدا کند و یا دشمنی پیدا کنیم که بخواهد از این سلاح استفاده کند، قدرت‌ ما محفوظ است... اوایل که شروع کردیم، در جنگ بودیم و دنبال این بودیم که چنین امکانی برای روزی که دشمن ما بخواهد از سلاح‌ هسته‌ای استفاده کند، داشته باشیم. چنین تفکری بود اما هیچوقت جدی نشد»!

ادعای آقای هاشمی رفسنجانی در حالی مطرح شده بود - آبان‌ماه امسال - که دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب همه توان خود را با هدف تهیه یک «بهانه» حاکی از تلاش قبلی ایران برای حرکت به سوی تولید سلاح هسته‌ای به کار گرفته بودند ولی از آنجا که هیچ اقدامی در این زمینه صورت نپذیرفته بود، به طور طبیعی هیچ بهانه و نشانه‌ای هم وجود نداشت که در این بهانه‌جویی به کار گرفته شود و معلوم نیست جناب هاشمی رفسنجانی چرا دقیقا در اوج تلاش دشمنان برای بهانه‌جویی علیه برنامه هسته‌ای کشورمان، این «نیاز مبرم» آنان را فراهم آورده و در اختیارشان قرار می‌دهد؟

انتظار آن بود که مسئولان ذیربط بلافاصله بعد از اظهارنظر بی‌اساس آقای رفسنجانی، اولا، با صراحت و به گونه‌ای مستند و مستدل نظر ایشان را تکذیب می‌کردند و ثانیا؛ بدون ملاحظه‌های معمول - که در مسائل حیاتی و استراتژیک کشور هیچ ملاحظه‌ای نباید در میان باشد - این اقدام جناب هاشمی را به چالش جدی می‌کشیدند که متأسفانه نکشیدند ممکن است گفته شود که این واکنش‌ها و اقدامات ضروری در مورد اظهارات ایشان، به گونه‌ای خصوصی انجام شده است که باید گفت؛  اظهارات آقای رفسنجانی، علنی بوده و بلافاصله با استقبال دشمنان بیرونی - مخصوصا رژیم صهیونیستی- روبرو شده بود بنابراین واکنش‌های ضروری مورد انتظار نیز در صورت وجود - که بعید است! - باید علنی صورت می‌پذیرفت.

6- در بند 9 از توافق سازمان انرژی اتمی کشورمان با آژانس، که به «نقشه‌راه» موسوم است و چند ماه قبل میان آژانس و سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی ایران منعقد شده بود، آمده است؛ ایران می‌تواند نظر خود را درباره گزارش نهایی آژانس اعلام کند و اکنون که آژانس در گزارش نهایی خود، ایران را به تلاش برای دستیابی به سلاح هسته‌ای تا قبل از سال 2009 متهم کرده و شورای حکام برخلاف قول و قرار قبلی، در قطعنامه پایانی کمترین اشاره‌ای به بسته شدن پرونده PMD نکرده است، انتظار آن بود که جمهوری اسلامی ایران با توجه به تصریح رهبر معظم انقلاب و با استناد به بند 9 نقشه راه، به طور رسمی و با صراحت اعلام کند قطعنامه شورای حکام را نمی‌پذیرد که خوشبختانه و ضمن تقدیر از مسئولان محترم کشورمان، این اقدام ضروری صورت پذیرفته و دیروز آقای شمخانی، دبیر محترم شورای عالی امنیت ملی رسماً اعلام کرد در صورتی که پرونده مربوط به موضوعات حال و گذشته فعالیت هسته‌ای ایران- PMD- بسته و خاتمه یافته اعلام نشود، جمهوری اسلامی ایران از ادامه اجرای برجام خودداری خواهد کرد.

7- این اقدام شایسته تقدیر دست‌اندرکاران برنامه هسته‌ای کشورمان علاوه بر آن که حق قانونی و طبیعی جمهوری اسلامی ایران است، راه سوءاستفاده‌های بعدی دشمن را هم که به یقین در پی آن بوده و هست، مسدود می‌سازد. از جمله آن که باز ماندن پرونده PMD و تأکید آژانس بر تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای - تا سال 2009- به حریف این امکان را می‌دهد که به بهانه «احتمال رویکرد دوباره ایران به سوی تولید سلاح هسته‌ای»! و با استناد به پروتکل الحاقی، خواستار بازرسی از تمامی مراکز نظامی ایران باشد! و یا به همین بهانه که با پذیرش قطعنامه کنونی شورای حکام، سمت و سوی قانونی هم پیدا می‌کند، چالش هسته‌ای و نهایتاً رسیدن به نقطه پایان را تا ابد ادامه دهد! و...



تاریخ : چهارشنبه 18 آذر 1394 | 02:36 ب.ظ | نویسنده : محمد محمدی | نظرات
بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
و الحمد لله ربّ العالمین، و الصّلاة و السّلام علی سیّد الخلق اجمعین محمّد و آله الطّاهرین و صحبه المنتجبین و علی التّابعین لهم باحسان الی یوم الدّین.

 و سلام بر کعبه‌ی شریف، پایگاه توحید و مطاف مؤمنان و مهبط فرشتگان؛ و سلام بر مسجدالحرام و عرفات و مشعر و منا؛ و سلام بر دلهای خاشع و زبانهای ذاکر و چشمهای به بصیرت گشوده و اندیشه‌های به عبرت راه یافته؛ و سلام بر شما حج‌گزاران سعادتمند که توفیق لبّیک‌گویی به فراخوان الهی یافته و بر سر این سفره‌ی پُرنعمت نشسته‌اید.

 نخستین وظیفه، تأمّلی در این لبّیک جهانی و تاریخی و همیشگی است: اِنَّ الحَمدَ وَ النِّعمَةَ لَکَ وَ المُلکَ، لا شَریکَ لَکَ لَبَّیک؛(۱) همه‌ی ستایشها و سپاسها از آنِ او، همه‌ی نعمتها از سوی او، و همه‌ی مُلک و قدرت متعلّق به اوست. این است نگاهی که به حج‌گزار در آغازین گامِ این فریضه‌ی پُرمغز و پُرمعنا داده میشود و ادامه‌ی این مناسک، هماهنگ با آن، شکل میگیرد و آنگاه همچون تعلیمی ماندگار و درسی فراموش‌نشدنی در برابر او گذاشته و تنظیم برنامه‌ی زندگی بر پایه‌ی آن، از او خواسته میشود. فرا گرفتنِ این درس بزرگ و عمل به آن، همان سرچشمه‌ی بابرکتی است که میتواند زندگی مسلمانان را طراوت و حیات و پویایی بخشد و آنان را از گرفتاری‌هایی که بدان دچارند -در این دوران و در همه‌ی دورانها- برَهاند. بُت نفسانیّت و کبر و شهوت، بت سلطه‌جویی و سلطه‌پذیری، بت استکبار جهانی، بت تنبلی و بی‌مسئولیّتی، و همه‌ی بتهای خوارکننده‌ی جانِ گرامی انسانی، با این غریو(۲) ابراهیمی -آنگاه که از عمق دل برآید و برنامه‌ی زندگی شود- شکسته خواهد شد و آزادی و عزّت و سلامت، به جای وابستگی و سختی و محنت خواهد نشست.

 برادران و خواهران حج‌گزار از هر ملّت و هر کشوری، در این کلمه‌ی حکمت‌آموز الهی بیندیشند و با نگاه دقیق به گرفتاری‌های دنیای اسلام بویژه در غرب آسیا و شمال آفریقا، برای خود با توجّه به ظرفیّتها و امکانات شخصی و محیطی، وظیفه و مسئولیّتی تعریف کنند و در آن بکوشند.

 امروز سیاستهای شرارت‌آمیز آمریکا در این منطقه -که مایه‌ی جنگ و خونریزی و ویرانی و آوارگی و نیز فقر و عقب‌ماندگی و اختلافات قومی و مذهبی است- از یک سو، و جنایتهای رژیم صهیونیستی -که رفتار غاصبانه در کشور فلسطین را به نهایتِ درجه‌ی شقاوت و خباثت رسانیده- و اهانت مکرّر به حریم مقدّس مسجدالاقصی و لگدکوب کردن جان و مال فلسطینیان مظلوم از سوی دیگر، مسئله‌ی اوّلِ همه‌ی شما مسلمانان است که باید در آن بیندیشید و تکلیف اسلامی خود را در برابر آن بشناسید. و علمای دینی و نخبگان سیاسی و فرهنگی وظیفه‌ای بس سنگین‌تر دارند که متأسّفانه غالباً مورد غفلت آنان است. علما به جای برافروختن آتش اختلافات مذهبی، و سیاسیّون به جای انفعال در برابر دشمن، و نخبگان فرهنگی به جای سرگرمی به حاشیه‌ها، درد بزرگ دنیای اسلام را بشناسند و رسالت خود را که در پیشگاه عدل الهی، مسئول ادای آنند پذیرا گردند و از عهده‌ی آن برآیند. حوادث گریه‌آور در منطقه -در عراق و شام و یمن و بحرین- و در کرانه‌ی غربی و غزّه و در برخی دیگر از کشورهای آسیا و آفریقا، گرفتاری‌های بزرگ امّت اسلامی است که سَرانگشت توطئه‌ی استکبار جهانی را در آن باید دید و به علاج آن اندیشید؛ ملّتها باید آن را از دولتهای خود بخواهند و دولتها باید به مسئولیّت سنگین خود وفادار باشند.

 و حج و اجتماعات پُرشکوه آن، برترین جایگاه ظهور و تبادل این تکلیف تاریخی است؛ و فرصت برائت که باید با شرکت همه‌ی حج‌گزاران از همه‌جا مغتنم شمرده شود، یکی از گویاترین مناسک سیاسی در این فریضه‌ی جامع‌الاطراف است.

تاریخ : چهارشنبه 18 آذر 1394 | 09:53 ق.ظ | نویسنده : محمد محمدی | نظرات

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌(۱)
الحمدلله ربّ العالمین والصّلاة والسّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین سیّما بقیّةالله فی الارضین. قال‌الله الحکیم فی کتابه: هُوَ الَّذی اَنزَلَ السَّکینَةَ فی قُلوبِ المُؤمِنینَ لِیَزدادوا ایمانًا مَعَ ایمانِهِم وَ للهِ‌ جُنودُ السَّمٰوٰتِ وَ الاَرضِ وَ کانَ اللهُ عَلیمًا حَکیمًا.(۲)

 خوشامد عرض میکنم به برادران عزیز، آقایان محترم؛ و تشکّر میکنم از اینکه لطف کردید و محلّ کار ما را با حضور خودتان منوّر و معطّر کردید. اهمّیّت مجلس و اعضای مجلس به‌نحوی است که انسان واقعاً احساس میکند که حضور شما در هرجایی ان‌شاءالله مایه‌ی برکت خواهد بود. مجلس خبرگان میتواند مظهر تام و تمام این انزال سکینه‌ی الهی باشد؛ چون این انزال سکینه‌ی الهی از نشانه‌های ایمان است: هُوَ الَّذی اَنزَلَ السَّکینَةَ فی قُلوبِ المُؤمِنینَ لِیَزدادوا ایمانًا مَعَ ایمانِهِم؛ این سکینه‌ی الهی، مایه‌ی ازدیاد ایمان و مایه‌ی تقویت ایمان است. معنای سکینه هم آرامش در مقابل تلاطم است؛ حوادث گوناگون، خبرهای گوناگون، دشمنی‌ها، وضعیّتهای مختلف، در روح انسانها به‌طور طبیعی تلاطم ایجاد میکند. این آرامش خیلی از اوقات مایه‌ی استقرار فکر و ذهن و استقامت در طریق میشود. خدای متعال این سکینه را، آرامش را به مؤمنین میدهد به برکت ایمانشان و به آنها خاطرجمعی میدهد که «وَ للهِ‌ جُنودُ السَّمٰوٰتِ وَ الاَرض». از چه انسان واهمه کند؟ همه‌ی نیروهای زمین و آسمان، همه‌ی سنن طبیعت، جنود الهی هستند و متعلّق به خدایند؛ اگر ما  مؤمن باشیم، اگر ما بنده‌ی خدا باشیم، این نیروها در خدمت مؤمنین قرار میگیرند. این همان آرامشی است که انسان پیدا میکند. باز در یکی دو آیه‌ی بعد [میفرماید]: وَ للهِ‌ جُنودُ السَّمٰوٰتِ وَ الاَرضِ وَ کانَ اللهُ عَزیزًا حَکیمًا؛(۳) این عزّت الهی و قدرت الهی، نشانه‌ی همین «للهِ‌ جُنودُ السَّمٰوٰتِ وَ الاَرض» است. مؤمنین در یک چنین عالمی، در یک چنین فضایی حرکت میکنند، زندگی میکنند و تنفّس میکنند. مجلس خبرگان یکی از جاهایی است که میتواند منبع و منشأ یک چنین آرامشی باشد.

 دو انتخابات مهم در این مجلس انجام میگیرد: یکی انتخاب به‌وسیله‌ی مردم که معتمدین خودشان را معیّن میکنند و انتخاب میکنند که این معتمدین عمده‌ی کارشان هم انتخابی است که بعداً آنها خواهند کرد؛ انتخاب دوّم، [یعنی‌] انتخاب رهبری. دو انتخاب در اینجا وجود دارد؛ یعنی مجلس خبرگان مظهر حضور مردم و مظهر مردمی‌بودن و دخالت آراء مردم و سلایق مردم است؛ هیچ نهاد دیگری را ما به این شکل نداریم که دو انتخاب در دل آن وجود داشته باشد که نشان‌دهنده‌ی اراده‌ها و نیّتهای مستقل باشد. انتخاب دوّم هم انتخاب رهبری است؛ در اینجا تفاوتش با سایر انتخابهای جمعی این است که اینجا ملاک و معیار عبارت است از فقه؛ یعنی ارزشهای اسلامی. بنابراین انتخاب آنها انتخابی است برای حاکمیّت ارزشهای اسلامی، برای اجرای احکام اسلامی، برای تحقّق اسلام در واقعیّت زندگی. ادیان الهی نیامده‌اند که فقط در اذهان باقی بمانند؛ باید در واقعیّت زندگی تحقّق پیدا کنند. خب، این ابزار و وسایلی لازم دارد؛ اینجا این ابزار، مجلس خبرگان است که از این طریق تضمین میکند حاکمیّت ارزشهای الهی را و اجرای احکام الهی را و حاکمیّت دین خدا را و حاکمیّت اسلام را. بنابراین، این مجلس همچنین مظهر آراء مردم و مردم‌سالاری دینی یا مردم‌سالاری اسلامی هم هست؛ یعنی مظهر مردم‌سالاری اسلامی به‌طور کامل و تام و تمام در واقع این مجلس است؛ اهمّیّت مجلس اینجا است. وقتی این مجلس تشکیل میشود و آمادگی خود و استقلال فکری خود و آگاهی خود را نشان میدهد، این موجب سکینه و آرامش در دلهای مؤمنین میشود؛ در واقع این سکینه‌ی الهی، سَرریز میشود از این مجلس به داخل جامعه. بنابراین مهم این است که در مراحل هردو انتخاب بایستی دقّت لازم انجام بگیرد؛ هم انتخاب مردمْ خبرگان را، هم انتخاب خبرگانْ رهبر را؛ دقّتهای لازم و استقلال فکری بایستی به‌طور کامل مراعات بشود. حالا در باب انتخابات ما عرایضی داریم که بعدها عرض خواهیم کرد؛ اینجا نمیخواهیم وارد آن موضوع بشویم.



تاریخ : دوشنبه 18 آبان 1394 | 09:54 ق.ظ | نویسنده : محمد محمدی | نظرات

کیهان برزگر، استاد روابط بین الملل و رئیس پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه*

به نقل از دیپلماسی ایرانی: نظرات متفاوتی درباره انگیزه حضور نظامی روسیه در سوریه مطرح است. این نظرات را می توان در قالب متدولوژی خوش بینانه- بدبینانه ارایه کرد.

نگاه بدبینانه

این دیدگاه با نگاهی تهاجمی به اهداف روسیه در سوریه می نگرد. درون این دیدگاه، بحث های جغرافیایی، ژئوپولتیک، حفظ بنادر در دریای سیاه و مدیترانه، طرطوس، سوخت مجدد، تعمیر، لجستیکی و پایگاه هوایی لاذقیه مطرح است.

دیگر آنکه روسیه به دنبال افزایش قدرت جهانی است. روسیه خواهان معامله با آمریکا و غرب و حفظ توازن قدرت به وسیله اوکراین است. همچنین شخصیت آقای پوتین و میراث تاریخی روسیه نیز مد نظر قرار می گیرد. بدین صورت که روسیه به دنبال امپراتوری جهانی است. البته کسی چندان رضایت و خوشنودی نسبت به چنین دیدگاهی حتی در ایران ندارد.

نگاه خوش بینانه

در مقابل دیدگاه بیان شده، دیدگاه تدافعی یا خوش بینانه بر این عقیده است که روسیه به دلیل امنیت ملی خود در سوریه دخالت کرده است. روسیه به جای مبارزه با تروریسم چچنی، قفقازی و آسیای مرکزی در درون خود، خواهان مبارزه با تروریسم در سوریه است. از طرفی روسیه می خواهد مبارزه با تروریسم را به عنوان یک موضوع جهانی برای جامعه بین المللی مطرح کند و از این رو موضوع پیشگیری از تهدیدات را مطرح می کند. در عین حال به طور طبیعی روسیه از متحدان خود دفاع می کند. متحدان روسیه، سوریه و جمهوری اسلامی ایران هستند. گرچه در ایران موضوع به خوبی بسط داده نشده است. به طور کلی برای روسیه، ایران، روسیه، منطقه و حتی عراق مهم است. بنابراین از منظر سیاستگذاری اگر نگاه تهاجمی به روسیه وجود داشته باشد، ورود روسیه به سوریه قابل قبول نیست. اما اگر نگاه تدافعی باشد، حضور روسیه مشروع بوده و مانند همه کشورها روسیه نیز به دنبال مشروعیت حضور خود است.

تاثیرات حضور روسیه

تاثیرات حضور روسیه نیز از منظر متدولوژی به دو دیدگاه بدبینانه و خوش بینانه تقسیم می شود. نگاه بدبینانه بر این باور است که حضور روسیه موجب گسترش تروریسم و افراط گرایی می شود. بدین مفهوم که حضور روسیه موجب می شود، مخالفان میانه رو در سوریه به سمت افراطی ها سوق یافته و آنها جذب داعش و گروه های تروریستی شوند. دیگر آنکه موجب ایجاد شکاف منطقه ای میان ایران، عربستان و ترکیه می شود. همچنین موجب افزایش رقابت های جهانی شده و در مجموع حضور روسیه در سوریه برای معادلات سیاسی منطقه ای مثبت نخواهد بود. اما در مقابل دیدگاه خوش بینانه حضور روسیه را موجب تسریع راه حل سیاسی می داند. استفان دی میستورا، فرستاده ویژه سازمان ملل در امور سوریه و جمهوری اسلامی ایران معتقدند حضور روسیه فضای سیاسی جدیدی را ایجاد می کند. دیگر آنکه نظام دولت- کشور در سوریه حفظ شده و چند جانبه گرایی افزایش می یابد.

نکته تاثیرگذار بر منافع و امنیت ملی ایران چیست؟

دیدگاه بدبینانه این خواهد بود که روس ها به دنبال متعادل کردن ایران در منطقه شامات هستند. از منظر تاریخی، ایرانی ها به روس ها بدبین هستند و نمی توانند آن را شریک قابل اطمینانی برای خود بدانند. روس ها به دنبال تضعیف نقش ایران در بحران سیاسی هستند، زیرا بعدها ممکن است ایران با آمریکا وارد معامله شود. در مقابل نگاه خوش بینانه بر این باور است که با حضور روس ها راه حل سیاسی تقویت می شود که به نفع ایران است.

بنابراین توجه به منافع و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران مهم است. وقایع پاریس از منظر بدبینانه منجر به حضور مجدد غرب در خاورمیانه می شود، اما از منظر خوش بینانه جبهه واحدی را علیه مبارزه با تروریسم در سطح دولت ها به وجود می آورد. باید در معادله کنونی این سوال جواب داده شود که این تحولات چه تاثیری بر منافع و امنیت ملی ایران دارد؟

به نظر می رسد رویکرد عمومی ایرانی ها نسبت به جایگاه روسیه، با بحران سوریه و بحران های منطقه ای و مسایل استراتژیک و ژئوپولتیک در حال تغییر و تحول است. تاکنون دیدگاه بدبینانه ای نسبت به نقش روسیه وجود داشت. اما به صورت همزمان بحث های ژئوپولتیک و استراتژیک جایگاه برابر در مذاکرات منطقه ای، نزدیک شدن روس ها به ایران به عنوان شریک منطقه ای، اعتماد روس ها به ایران به عنوان بازیگر بحران سوریه، یا جایگاه ایران در عراق، نگاه به روسیه را فراتر از بحث های نخبگان و حکومتی، به حوزه عمومی نزدیک می کند. روسیه کشوری است که در ایران دارای تاریخ و گذشته است. باید در حوزه روشنفکری و حکومتی فهم جدیدی از روسیه شکل بگیرد. بحران های منطقه ای موجب نزدیکی دیدگاه ها در حوزه عمومی شده است. شاید وقت آن است جایگاه روسیه را با نگاه واقع گرایانه از لحاظ منابع قدرت ملی و اصول سیاست خارجی، باز تعریف کرد.



تاریخ : شنبه 18 مهر 1394 | 02:40 ب.ظ | نویسنده : محمد محمدی | نظرات

تعداد کل صفحات : 7 :: ... 2 3 4 5 6 7



  • paper | فروش رپورتاژ آگهی دائمی | sales Reporter
  • رپورتاژآگهی | خبرهای جدید در راه است
  • خرید بک لینک | خرید هندزفری