مقوله فرهنگ که هویت و موجودیت انسانی انسان را می سازد و از وجوه ممیز انسان از دیگر موجودات زنده است، یکی از پیچیده ترین و کلیدی ترین مفاهیمی که هر دولت و نظام سیاسی موظف به پاسداشت و حفظ آن می باشد. بقا و فنای تمدن ها و جوامع مختلف بشری گرچه به قدرت نظامی و توان دفاعی آن ها وابسته است، اما در واقع غنای فرهنگی است که تداوم یک تمدن را در طول تاریخ تضمین می کند.

اگر به سه دهه گذشته تاریخ ایران نظر بیفکنیم، در می‌یابیم که در دهه اول پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دشمنان در حوزه نظامی، کشور را مورد هجوم خود قرار دادند، اما از ابتدای دهه دوم، خشونت خاموش مسئله ای فراگیر در کشور شد، به گونه ای که مقام معظم رهبری از همان ابتدا با استفاده از واژگانی همچون تهاجم و شبیخون فرهنگی از تلاش دشمن در این زمینه خبر دادند. در در دهه سوم نیز شاهد تلاش و اقدامات دشمنان برای مهار قدرت نفوذ انقلاب اسلامی در سطح منطقه ای و بین المللی بودیم.

و اما اکنون، یعنی در دهه چهارم انقلاب اسلامی، شاهدیم که دشمنان با تدوین یک نقشه منسجم و در هجمه ای همه جانبه به دنبال مهار انقلاب از درون آن هم توسط سربازان فرهنگی خویش در داخل کشور و نظام هستند.

در این چارچوب از نظر رهبر انقلاب اهمیت مسأله فرهنگ، به این خاطر است که «امروزه بیشترین سرمایه گذاری دشمنان بر روی فرهنگ است، زیرا فرهنگ از تأثیر بسزایی در میان افراد جامعه برخوردار است»( ۱/۱/۹۳)؛ این دیدگاه را می توان یکی از نظریات جدید ایشان در باب اهمیت مقوله فرهنگ قلمداد نمود.

این در حالیست که رهبر معظم انقلاب به موازات اهمیت فرهنگ و کار بر روی آن به " نفوذ فرهنگی" و عبارات مترادف با آن که در سال های گذشته و مخصوصا سال جاری با عناوین مختلف شبیخون فرهنگی، تهاجم فرهنگی و . . . بوضوح توسط معظم له تبیین شده است .

در نامه دوم رهبر معظم انقلاب به جوانان اروپا معظم له از نفوذ و تهاجم فرهنگی غرب با واژه « خشونت خاموش » یاد کرده اند که تبیین آسیب ها و آفات این پدیده ضروری به نظر می رسد.

«متأسّفانه این ریشه‌ها طی سالیان متمادی، بتدریج در اعماق سیاستهای فرهنگی غرب نیز رسوخ کرده و یک هجوم نرم و خاموش را سامان داده است. بسیاری از کشورهای دنیا به فرهنگ بومی و ملّی خود افتخار می‌کنند، فرهنگ‌هایی که در عین بالندگی و زایش، صدها سال جوامع بشری را بخوبی تغذیه کرده است؛ دنیای اسلام نیز از این امر مستثنا نبوده است. امّا در دوره‌ی معاصر، جهان غرب با بهره‌گیری از ابزارهای پیشرفته، بر شبیه‌سازی و همانندسازی فرهنگی جهان پافشاری می‌کند. من تحمیل فرهنگ غرب بر سایر ملّتها و کوچک شمردن فرهنگهای مستقل را یک خشونت خاموش و بسیار زیان‌بار تلقّی می‌کنم. تحقیر فرهنگهای غنی و اهانت به محترم‌ترین بخشهای آنها در حالی صورت میگیردکه فرهنگ جایگزین، به‌هیچ‌وجه از ظرفیت جانشینی برخوردار نیست.»( ۸ /۹/۹۴)



تاریخ : چهارشنبه 18 آذر 1394 | 03:37 ب.ظ | نویسنده : محمد محمدی | نظرات


  • paper | فروش رپورتاژ آگهی دائمی | sales Reporter
  • رپورتاژآگهی | خبرهای جدید در راه است